از همه دوستانی که در این مدت برایم کامنت گذاشته اند و من حتی تبریک نوروزی به انها نگفته ام بسیار بسیار شرمنده ام .
امیدوارم دوستانم به بزرگواری خویش مرا بخشیده و عفو نمایند.
دوده
| گفت و گو با سردبير اولين نشريه روزانه زنجان |
|
|
|
نشريات محلي، همان سلول هاي تنفسي اطلاع رساني، همواره مورد بي مهري مضاعف قرار گرفته اند. از يک سو در مناطق و محلات و با فاصله نسبي از مرکز و پايگاه خبري، در طول فعاليت خود مجبورند با تمام ارکان قدرت در مناطق و استان ها سر و کله بزنند و با تيراژ کم و نداشتن منابع مالي فشار زيادي را تحمل کنند. از طرف ديگر هم به دليل قرار گرفتن در خارج از گود مرکز، از حمايت ها و نگاه فعالان و جامعه مدني مرکز هم بي نصيب مي مانند. البته با اين وجود هم به قول عليرضا اسکندريون در دوره هايي از تاريخ معاصر ايران، مطبوعات محلي پيشگامي وجود داشته و گاهي حضور جدي آنها مطبوعات مرکز را در سايه گرفته است. اسکندريون که در مقام سردبير در راه اندازي اولين نشريه روزانه استان زنجان حضور فعالي داشت اما در پي اخراج خبرنگاران اين روزنامه توسط مديرمسوول در حمايت از آنان از سمت خود استعفا داد، از بي مهري هاي موجود به نشريات محلي گله مي کند.اسکندريون از بهمن 57 تا خرداد 76 به عنوان نقاط عطف مطبوعات ايران طي 30 سال اخير ياد مي کند و از شکل گيري «آزادي بيان» به عنوان يک پندار ذهني صرف نظر از نتايج عيني در جامعه در خرداد 76 سخن مي گويد و اشاره مي کند شايد براي عده يي باورپذير نباشد همچنان که اکنون براي نان و شير صف مي بنديم، براي خريد روزنامه صف بسته مي شد، به باور او شرايط نشريات محلي تابعي از مطبوعات سراسري است، البته نه هميشه و نه همه جا، چرا که گاهي اين معادله بالعکس مي شود. |
دیروز داشتم شیشه های خونه رو پاک می کردم ، روزنامه لازم داشتم ، رفتم سراغ آرشیو ، یه آرشیو درست و درمون از شرق که حالا که دیگه نیازی بهش نیست! آره به همین راحتی !
اما نه بازم به همین راحتی نبود . اولین رونامه رو که خواستم مچاله کنم چشمم به تیترش افتاد یه مطلبی بود درباره دکتر فاطمی و شعبون بی مخ ، اون صفحه رو نگه داشتم دلم نیومد مچاله اش کنم ، رفتم سراغ صفحه بعد الحمدولله ورزشی بود، تاریخ : آبان 84 . " برانکو باید ...."
هر صفحه که مچاله می شد تیترام باهاش رژه می رفتن " رئیس قوه قضاییه استعفای خود را تکذیب کرد "
، و بعد یه شیشه دیگه پاک می شد .
خودمم حال خوبی نداشتم ، اصلا حال خوبی نداشتم . هیچ وقت تو عمرم به این اندازه ناراحت نبودم ، همه اش معین می خوند و من و روزنامه ها و شیشه شو داشتیم تو سر و کله هم می زدیم ، یاد روزهای قدیم زنده می شد ، یادمه سی 130 که سقوط کرد شرق یه عکس بزرگ از لاشه هواپیما تو صفحه اول کار کرده بود و تیتر مشکی هم زده بود ، شیشه ها پاک می شد شرق توقیف شد و آرشیو ذهنم ورق می خورد ، اولین شماره "هم میهن" منتشر شد ، چه صفحه بندی داشت چشمگیر ، یادمه تو یه شماره اش یه عکس بزرگ از پسر دکتر شریعتی تو صفحه اول کار کرده بودن ، شیشه ها پاک می شد ، آرشیو مچاله می شد ،" هم میهن "توقبف شد ، "شهروند امروز " دوست داشتنی بود ، البته من بیشتر از رو سایت مطالبشو می خوندم ، به قول یکی از این آیت ا... زاده ها تنها نشریه ای بود که ارزش خوندن داشت .
بازم شیشه ها رو می سابیدم ، روزنامه ها مچاله می شدن و سیاهی شیشه ها به تن روزنامه ها می موند ، " شهروند امروز " توقیف شد ! حالا" ایران دخت" جلو چشم بود و یه تیکه" شرق "مچاله شده تو دستم ، سیاه و کثیف ! قوچانی این دفعه داره یه هفته نامه بازاری اما شیک رو رهبری می کنه که همه اش در مورد برندها و سلبریتی توش نوشتن ! مجله زنانم داره و نیازمندیهای خانواده که توش ساعت رولکس و سولاردم و ... به شیوه گزارش های خیلی بهتر از دم دستی تبلیغ می شن جوری که آدم بدش نمی یاد یکیشو داشته باشه ، تبلیغ انواع ماشین های روز دنیا ، دکوراسیون خونه بهنوش بختیاری ، ... روزنامه ها مچاله می شن ، مجله گلاسه بود ، خوش رنگ بود ، تیکه روزنامه تو دستم سیاه و خیس شده بود ، شیشه ها برق می زدن ، روزنامه رو انداختم تو سطل ، سطل پر بود از" شرق "های مچاله شده و" نیکی کریمی" رو جلد" ایران دخت" اونم با فرم" شهروند امروز" بهم زل زده بود!
کربن ۱ : این مطلب هفته پیش نوشته شده اما بنا به دلایلی تو پستو مونده بود . حالا که دوستای قدیمی راشون کم کمک داره اینورا می افته خوبیت نداره مطلب تکراری بخونن . البته دیگه نمی شه از استخدامیا نوشت . فکر می کنم مطلب بالا به اندازه کافی گویاست!
کربن ۲ : راستی از اینکه این همه افت کیفیت داشتم پاک شرمنده ام !!!! چه کنیم یادمون رفته !!!!!
کربن ۳ : هژیر می گفت همه آدما یه درصدی از روانپریشی رو دارن تو پست جدید درصد روانپریشی من بیشتر شده شما ببخشید ! میشه گفت : تبعات اخراج !
کربن ۴ :من الهه اسرافیلی ( دوده ) در کمال صحت عقل اعتراف میکنم که این مطلب برای دنیای دیگر من است . اگر جایی آنرا خواندید تعجب نکنید چون آنجا خانه دیگر من است. شاید خانه ای امن برای نوشته هایی ... .
میدونم که باید بنویسم ، از چی نمی دونم ، اما باید بنویسم !
بعد از اینهمه مدت که ننوشتم برام چند خط نوشتنم مثل شکستن شاخ غول میمونه ! اینجا هم باید خفه خان گرفت !
در حال نوشتن این پست من فهمیدم ما نه تنها تو مطبوعاتمون آزادی بیان نداریم بلکه تو دنیای مجازی و تو حوزه شخصیمون هم نمی تونیم حرف بزنیم و این یه واقعیت دردناک و اعصاب خورد کنه .باشد که من نیز به جایی بی نام نشان نقل مکان کنم !
من که اینطور فکر میکنم شما چطور؟؟
اما بعد از اخراج ما تو اول خرداد امسال از روزنامه پیش از این وزین مردم نو در حال حاضر کارهای مختلفی انجام می دیم غیر خبرنگاری ، چون استان ظرفیتشو نداره ! القصه بعد از اینکه اخراج شدیم اول شکایت کردیم بعد هیات تشخیص به نفع ما رای داد و بعد هیات حل اختلاف با فشار نهادهای محترم و کاملا عدالت محور ( به خاطر اینکه بقیه خبرنگارای استان پررو نشن و دیگه شکایت نکنن و کمی کسائل تا حدی گل و بلبلی و ... ) رای هیات تشخیص رو شکستند و کارفرما یعنی جناب مدیر مسئول رو محق شناختند !
بعد خبرنگارا طومار امضا کردن تو حمایت از ما و طبق معمول خبر رو خبرگزاری ها و سایت های مختلف و نشریات چاپ کردند اما بازم به جایی نرسید!
موندم از اینهمه عدالت جاری تو این مملکت ! مملکت گل و بلبل و عدالت و مهر !
کربن 1 : قبلا توصیفی نویس بودم گزارش می نوشتم در حد قابل تحمل ، اما الان فقط خبر هارد !
کربن 2 : خدا این دلخوشی های کوچیکه رو از منو بچه ها نگیره . ما هنوزم همه باهم ایم و هنوزم تیم اخراجی های مردم نو با سردبیرشون یه جا کار می کنن تا کور شود هر آنکه نتواند دید !
کربن 3 : از همه دوستایی که تو این مدت بهشون سر نزدم و بی معرفتی کردم شرمنده ام ، خیلی .
کربن ۴:فقط نبایدحرف....!
جمعي از خبرنگاران و فعالين عرصه اطلاع رساني استان زنجان در خصوص فقدان امنيت شغلي و حمايت از خبرنگاران اخراجي روزنامه "مردم نو" بيانيه اي صادر كردند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان ، در بخشي از اين بيانيه آمده است: اكنون در شرايطي قرار داريم كه اصحاب مطبوعات به بهانههاي مختلف از صحنه فعاليت رسانهاي كنار گذاشته ميشوند و هر روز بر تعداد فعالان حرفهاي فاقد رسانه افزوده ميشود. اين اقدام به هر بهانهاي كه باشد امنيت شغلي روزنامه نگاران را هدف گرفته است.
در ادامه اين بيانيه تصريح شده: عرصه رسانهاي استان زنجان در آخرين مورد خود شاهد اخراج دسته جمعي خبرنگاراني بود كه جزو فعالترين خبرنگاران استان محسوب مي شدند. اين خبرنگاران بدون هيچ دليل موجهي توسط مدير مسئول روزنامه مردم نو اخراج شدند و تاسف بارتر آنكه هيئت حل اختلاف سازمان كار و امور اجتماعي استان زنجان علي رغم راي هيئت تشخيص و بدون توجه به مستندات ، شواهد و قرائن موجود ، مدير مسئول روزنامه را محق شناخته و راي خود را عليه خبرنگاران صادر كرد.
امضا كنندگان اين بيانيه در بخشي ديگر تاكيد كردند: ضمن حمايت از خبرنگاران اخراجي روزنامه مردم نو ، راي صادر شده توسط هيئت حل اختلاف را فاقد وجاهت دانسته و تذكر ميدهيم كه اين اقدام امنيت شغلي خبرنگاران را در مخاطره جدي قرار داده است. لذا از انجمنهاي صنفي و به ويژه اعضاي شوراي مركزي خانه مطبوعات استان زنجان دعوت مي كنيم تا با حمايت خود از خبرنگاران اخراجي ، زمينه بروز اقدامات مشابه را از بين ببرند.
در پايان اين بيانيه آمده است: شايسته است از اقدام ارزنده آقاي عليرضا اسكندريون سردبير سابق مردم نو كه در حمايت از خبرنگاران اخراجي و در اعتراض به احجاف موصوف از سمت خود استعفا داد ، قدرداني به عمل آوريم.
|
در حالي كه راي هيئت تشخيص سازمان كار استان زنجان خبر از اثبات رابطه كارگري و كارفرمايي بين خبرنگاران اخراجي روزنامه مردم نو و مدير مسئول آن مي داد ، هيئت حل اختلاف اين سازمان با ادعاي عدم احراز رابطه مذكور ، راي هيئت تشخيص را شكست. |
| هیئت تشخیص سازمان کار حقوق خبرنگاران اخراجی روزنامه مردم نو را به رسمیت شناخت |
|
|
سرويس: /سياسي / 1387/4/24
رسیدگی به پرونده خبرنگاران اخراجی روزنامه مردم نو طولانی شد
کد خبر :18860
19:59
|
خبرنگاران روزنامه "مردم نو" به دليل پيگيري حقوق صنفي خود توسط مدير مسئول روزنامه اخراج شدند.
يكي از خبرنگاران اخراج شده اين روزنامه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه زنجان، گفت: اين اقدام در پي اخطار سازمان كار و امور اجتماعي استان مبني بر پرداخت حق و حقوق هيئت تحريريه اين نشريه توسط مدير مسئول به وقوع پيوست.
سميه ميناخاني اظهار نمود: رضا سواري ، مدير مسئول روزنامه مردم نو طبق اين اخطاريه موظف بود پس از گذشت 20 روز از دريافت نامه ، نسبت به پرداخت حق بيمه ، حق سنوات ، اضافه كاري ، حق ماموريت و ... خبرنگاران اقدام نمايد كه بعد از سپري شدن اين مدت، مدير مسئول روزنامه با ارسال نامه اي به شوراي سردبيري اعلام كرد كه از اول خرداد ماه از دريافت هرگونه مطلب توليدي توسط خبرنگاران خود داري شود.
وي ادامه داد: در پي ارسال اين نامه، خبرنگاران به همراه عكاس روزنامه اخراج شدند و عليرضا اسكندريون، يكي از اعضاي شوراي سردبيري نيز در حمايت از خبرنگاران، استعفاي خود را اعلام كرد.
ميناخاني گفت: خبرنگاران اخراج شده روزنامه مردم نو بين 2 تا 5 سال سابقه كار در اين روزنامه دارند.
شايان ذكر است ركود در روزنامه مردم نو طي 2 روز اخير مشهود بوده و صفحات آن از اخبار سايتها و خبرگزاري ها كامل مي شود.
رضا سواري مدير مسئول روزنامه مردم نو در گفتگويي كوتاه با خبرنگار ايسنا بيان جزئيات اين مسئله را به آينده اي نزديك موكول كرد.
"شناسنامه من یک دروغ تکراریست
هنوز تا متولد شدن مجالم هست
.
.
جهان جنون مرا پاسخی نداده هنوز
به ناگزیر ز دنیا همان سوالم هست
.
.
به غیر خویشتن از هیچ کس ملالم نیست
خود این دلیل مرا بس اگر ملالم هست"
محمد علی بهمنی
کربن یک: "نام من عشق است
آیا می شناسیدم؟"
به یاد چهارمین سالگرد درگذشت حسین منزوی آنچه بر روی سنگ خانه خروجی دنیای اش نوشته اند را اینجا نوشتم .همان سنگ سیاه ساده در گورستان پایین .
کربن دو : این روزهای هوای روحم کمی تا قسمتی ابری در پاره ای مواقع همراه با رگبار و گاهی طوفان است . به همین علت در این مدت سرم زیاده شلوغ بود و مشغول ساماندهی اوضاع جوی روحم هستم . اگر نیستم ، یا بی معرفتی می کنم به بزرگی خودتان ببخشید.
کربن سه: این پست هم به خاطر مراسم سالگرد منزوی رقم خورد که با حضور بهمنی و طریقی ، هادی وحیدی و علیرضا بازرگان ، سعید توکلی و... عده ای از شاعران برجسته رقم خورد که من به دلایلی متاسفانه از مراسم جا ماندم .