تبليغاتX
دوده - همبازی بچگی یام!

همیشه گشت و گذار تو بازار برام لذت بخشه، همیشه برام دیدن حجره های قدیمی و کاشی کاری‌های قدیمی مثل هوای تازه می‌مونه. دیروز یکی از این روزا بود. یکی از روزایی بود که فقط و فقط واسه گردش تو بازار و عکاسی رفتم ، رفتم حجره بابام واسه عکاسی و کلی اونجا عکسای قشنگ، از بابام و حجره اش گرفتم. رادیوی قدیمی که به بزرگی یه تلویزیونه، فرش هایی با طرح های مختلف شکارگاه و رنگ به رنگ جاجیم و گلیم با کلی عتیقه جات کنار اون چراغ قدیمی وگوشی سیاه قدیمی، همه اشونو دوست دارم. عاشق چرتکه تو مغازه بابامم، هیچ وقت فرصت نشده کارکردن با چرتکه رو یادم بده، عاشق بابامم وقتی هر شب که می رسم خونه دستاشو وا می کنه تا برم تو بغلشو و منو ببوسه. عاشق خنده هاشم...!بابام، همبازی بچگی یام!

کربن:یه آهنگ کربنمون ایندفعه:

من هنوزم پرم از خیال ِ کال

 آرزوهای محال

پرم از زمزمه های آبی دور و دراز

 پرم از خواب ِ زلال

 من هنوزم پرم از قصه ی موج های بلند

پرم از خاطره یِ سبز ِ شمال

 کمکم کن تا نمیرم تا نمیره عاشقانه های من

تا کبود و سرد نشه ترانه رو لبهای من

من هنوزم پرم از حسرت ِ خوابهای قشنگ

 پرم از ترانه های رنگ به رنگ

 پرم از وسوسه های نا تمام

من یه شب ایوون و مهتابی می خوام

 کمکم کن تا نمیرم تا نمیره عاشقانه های من

تا کبود و سرد نشه ترانه رو لبهای من

 من هنوز میزنه قلبم هنوزم گرمه نفسهام

حسرت ِ ستاره مونده به دل ِ خالی شبهام

من مثل ِ یه سرزمینه بکر و دست نخورده موندم

 کمکم کن که به دستات عاشقانه خیره موندم

کمکم کن تا نمیرم تا نمیره عاشقانه های من

 تا کبود و سرد نشه ترانه رو لبهای من

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 19:11 توسط دوده |