میدونم که باید بنویسم ، از چی نمی دونم ، اما باید بنویسم !
بعد از اینهمه مدت که ننوشتم برام چند خط نوشتنم مثل شکستن شاخ غول میمونه ! اینجا هم باید خفه خان گرفت !
در حال نوشتن این پست من فهمیدم ما نه تنها تو مطبوعاتمون آزادی بیان نداریم بلکه تو دنیای مجازی و تو حوزه شخصیمون هم نمی تونیم حرف بزنیم و این یه واقعیت دردناک و اعصاب خورد کنه .باشد که من نیز به جایی بی نام نشان نقل مکان کنم !
من که اینطور فکر میکنم شما چطور؟؟
اما بعد از اخراج ما تو اول خرداد امسال از روزنامه پیش از این وزین مردم نو در حال حاضر کارهای مختلفی انجام می دیم غیر خبرنگاری ، چون استان ظرفیتشو نداره ! القصه بعد از اینکه اخراج شدیم اول شکایت کردیم بعد هیات تشخیص به نفع ما رای داد و بعد هیات حل اختلاف با فشار نهادهای محترم و کاملا عدالت محور ( به خاطر اینکه بقیه خبرنگارای استان پررو نشن و دیگه شکایت نکنن و کمی کسائل تا حدی گل و بلبلی و ... ) رای هیات تشخیص رو شکستند و کارفرما یعنی جناب مدیر مسئول رو محق شناختند !
بعد خبرنگارا طومار امضا کردن تو حمایت از ما و طبق معمول خبر رو خبرگزاری ها و سایت های مختلف و نشریات چاپ کردند اما بازم به جایی نرسید!
موندم از اینهمه عدالت جاری تو این مملکت ! مملکت گل و بلبل و عدالت و مهر !
کربن 1 : قبلا توصیفی نویس بودم گزارش می نوشتم در حد قابل تحمل ، اما الان فقط خبر هارد !
کربن 2 : خدا این دلخوشی های کوچیکه رو از منو بچه ها نگیره . ما هنوزم همه باهم ایم و هنوزم تیم اخراجی های مردم نو با سردبیرشون یه جا کار می کنن تا کور شود هر آنکه نتواند دید !
کربن 3 : از همه دوستایی که تو این مدت بهشون سر نزدم و بی معرفتی کردم شرمنده ام ، خیلی .
کربن ۴:فقط نبایدحرف....!