دیروز داشتم شیشه های خونه رو پاک می کردم ، روزنامه لازم داشتم ، رفتم سراغ آرشیو ، یه آرشیو درست و درمون از شرق که حالا که دیگه نیازی بهش نیست! آره به همین راحتی !
اما نه بازم به همین راحتی نبود . اولین رونامه رو که خواستم مچاله کنم چشمم به تیترش افتاد یه مطلبی بود درباره دکتر فاطمی و شعبون بی مخ ، اون صفحه رو نگه داشتم دلم نیومد مچاله اش کنم ، رفتم سراغ صفحه بعد الحمدولله ورزشی بود، تاریخ : آبان 84 . " برانکو باید ...."
هر صفحه که مچاله می شد تیترام باهاش رژه می رفتن " رئیس قوه قضاییه استعفای خود را تکذیب کرد "
، و بعد یه شیشه دیگه پاک می شد .
خودمم حال خوبی نداشتم ، اصلا حال خوبی نداشتم . هیچ وقت تو عمرم به این اندازه ناراحت نبودم ، همه اش معین می خوند و من و روزنامه ها و شیشه شو داشتیم تو سر و کله هم می زدیم ، یاد روزهای قدیم زنده می شد ، یادمه سی 130 که سقوط کرد شرق یه عکس بزرگ از لاشه هواپیما تو صفحه اول کار کرده بود و تیتر مشکی هم زده بود ، شیشه ها پاک می شد شرق توقیف شد و آرشیو ذهنم ورق می خورد ، اولین شماره "هم میهن" منتشر شد ، چه صفحه بندی داشت چشمگیر ، یادمه تو یه شماره اش یه عکس بزرگ از پسر دکتر شریعتی تو صفحه اول کار کرده بودن ، شیشه ها پاک می شد ، آرشیو مچاله می شد ،" هم میهن "توقبف شد ، "شهروند امروز " دوست داشتنی بود ، البته من بیشتر از رو سایت مطالبشو می خوندم ، به قول یکی از این آیت ا... زاده ها تنها نشریه ای بود که ارزش خوندن داشت .
بازم شیشه ها رو می سابیدم ، روزنامه ها مچاله می شدن و سیاهی شیشه ها به تن روزنامه ها می موند ، " شهروند امروز " توقیف شد ! حالا" ایران دخت" جلو چشم بود و یه تیکه" شرق "مچاله شده تو دستم ، سیاه و کثیف ! قوچانی این دفعه داره یه هفته نامه بازاری اما شیک رو رهبری می کنه که همه اش در مورد برندها و سلبریتی توش نوشتن ! مجله زنانم داره و نیازمندیهای خانواده که توش ساعت رولکس و سولاردم و ... به شیوه گزارش های خیلی بهتر از دم دستی تبلیغ می شن جوری که آدم بدش نمی یاد یکیشو داشته باشه ، تبلیغ انواع ماشین های روز دنیا ، دکوراسیون خونه بهنوش بختیاری ، ... روزنامه ها مچاله می شن ، مجله گلاسه بود ، خوش رنگ بود ، تیکه روزنامه تو دستم سیاه و خیس شده بود ، شیشه ها برق می زدن ، روزنامه رو انداختم تو سطل ، سطل پر بود از" شرق "های مچاله شده و" نیکی کریمی" رو جلد" ایران دخت" اونم با فرم" شهروند امروز" بهم زل زده بود!
کربن ۱ : این مطلب هفته پیش نوشته شده اما بنا به دلایلی تو پستو مونده بود . حالا که دوستای قدیمی راشون کم کمک داره اینورا می افته خوبیت نداره مطلب تکراری بخونن . البته دیگه نمی شه از استخدامیا نوشت . فکر می کنم مطلب بالا به اندازه کافی گویاست!
کربن ۲ : راستی از اینکه این همه افت کیفیت داشتم پاک شرمنده ام !!!! چه کنیم یادمون رفته !!!!!
کربن ۳ : هژیر می گفت همه آدما یه درصدی از روانپریشی رو دارن تو پست جدید درصد روانپریشی من بیشتر شده شما ببخشید ! میشه گفت : تبعات اخراج !
کربن ۴ :من الهه اسرافیلی ( دوده ) در کمال صحت عقل اعتراف میکنم که این مطلب برای دنیای دیگر من است . اگر جایی آنرا خواندید تعجب نکنید چون آنجا خانه دیگر من است. شاید خانه ای امن برای نوشته هایی ... .