هفت خوان رستم را که بخوانید در خوان هفتم، رستم به جنگ دیو سفید می رود. دیوسفید مسلح به سنگ آسیاب، کلاهخود و زره‌آهنی است و نبردی سخت بین آن دو در می گیرد. حالا حکایت آتشنشانان ماست! اکنون هفت روز از درگیری آنها با دیو سفید پلاسکو می گذرد، نبرد تن به تن است و هر دم بر شمار مجروحان افزوده می شود،اما یک فرق بزرگ دارد این قصه ما. این قصه یک افسانه نیست که از پس تاریخ آمده باشد، یا روایتی که حماسه سرایی نامدار بسرایدش. این قصه درد است و رنج ، که روایتگرانش آنرا با جان و به نقد جوانی می نگارند.
. آنها قرار است تلخ ترین پیروزی عالم را کسب کنند و پیکر بی جان همرزمانشان را از میان آتش و دود از دل آهن گداخته و کوهی از سیمان بیرون بکشند.
قصه است این ، قصه ، آری قصه ی درد است
کربن: سال 95 سال حکایت های تلخ مردم ایران است. سال سوختن ها و گداختن هاست. سال رنج مضاعف است.
کربن: احساس سوختن به تماشا نمی شود...