بهم میگه تو چیزی نمی خوای؟ یهو یه کلیپس روی میز به چشم می خوره . میگم اینم خوشگله ها. میگه نههه قلبیه! قلب جهان سومه! یه نگاه به کلیپسه می کنم که قلبشو انگار از بالا پایین فشار دادن و با یه عالمه گل ریز نقره لی تو مشکی بهم وصل کردن. میگم خوب درسته جهان سومیه اما خوشگله! رو می کنم به فروشنده و میگم خانوم اینو می برم! 

 

کربن: بعد چندین ماه امروز صب رفتم سعدی گردی! کم مونده بود از ذوقم تک تک آدم هایی که می بینمو بغل کنم! خلاصه خوشحالی امروز من وصف ناپذیر بود.