دمپاییامو درآوردم و دارم روی سرامیک های خنک راه میرم بلکه یه کم خنکی بره تو جونم . بعد از مارتن ثبت ماسک N95 تو یه سایت که تقریبا ۴۰ دقیقه وقتمو گرفتم حسابی کلافه ام. انگار این خنکی سرامیک ها قراره معجزه کنه. اینستاگرام که وا میکنی حجمه اخبار بد به رگبار می بندت و اینجاست که می بینم اون بلاگره چقد درست نوشته از تهران مخوف . اینجام وضع خوب نیست و دو ماه تا اوج پیک راه داریم. همه ترسیدن همه فکر واکسنن البته این همه ای که من میگم شامل عده محدود خانواده و دوستامه وگرنه که بقیه مردم حتی ماسک ام نمیزنن. باید دید از این کویر وحشت چند میلیارد نفر جون سالم به در میبرن . 

 

کربن : دلم روزهای شاد و رنگی رنگی میخواد .