آدم ها!
پسره چاق با غبغب آویزون ریش و عینک گرد ته استکانی با خط کد یکش مسیج میده .دو تا دوست دختر داره و حواسش هست چطوری گل بفرسته لو نره ! یه بارم برا دوست دختر یکی از خواننده های معروف (البته به سفارش خود شخص خواننده) گل خرید اونم یه جوری ارسال شد که فقط دختره بفهمه !
بازم دسته گل میخواد. یادمه قرار بود راننده جلو در وردی اسپیناس پالاس واسته و کارت آقای خواننده ام تو جیبش باشه که وقتی ایشون رسید کارت بذاره کف دستش که کسی نبینه .
دارم به قیافه زشتش نگاه می کنم و قطعا پولی که اونو برا دخترا عزیز کرده که نعمت مسیج میده . نعمت مشتری تاجیکستانی که ایران نیست و زنش تو میدون شهدا تهران زندگی می کنه.
یه باکس قلب بزرگ فرستاده و قیمتشو میخواد: پر رز قرمز . اینبار رونتره فارسی محاوره ما رو نوشته . انگار خیلی قیمت ۲۸ میلیون به مذاقش خوش نیومد که درستش می کنم : " مدل های جذاب ولنتاینمون تو راهه " !
چقدر آدم ها متفاوتن .
متن کارت سفارش قبلش:
همسر زیبا و با شکوه من!
من خوش شانس ترین و خوش شانس ترین مرد دنیا هستم که تو را به عنوان همسرم دارم. تو با حضورت شادی زیادی به ارمغان می آوری و زندگی من را روشن می کنی! در این مدت کوتاه، تو به بخش بزرگی از زندگی من تبدیل شده ای و من نمی توانم زندگی را بدون تو تصور کنم. قلب من فقط برای تو می تپد و نام تو را صدا می کند. تو نور منی، تو شادی منی، تو همه چیز منی. دوستت دارم تا ماه و برگشت ❤️
برای کسانی که می خواهند بدانند من چگونه دوده شدم: . اولین خمیازه را که لوکوموتیو کشید تا چشمانش را برای بیدار شدن باز کند از اعماق حلقوم دودکشش دوده ای با فشار به بیرون پرتاب شد او باقیمانده سوخت دیشب بود سیاه و کوچک دوده به راحتی همه جا می رفت و پنهان میشد دوده دوده بود.ولی این دوده من نبودم نه از حلقوم دودکش لوکوموتیو بیرون آمده ام ونه در دهان دودکش لوله بخاری ای گیر کرده ام !اصلا نمی دانم چگونه دوده شدم!5 ماه فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که من هم بعنوان یک دوده میتوانم وبلاگی داشته باشم تا حرف های ناگفته ام را در آن بنویسم البت هنوز هم نمی دانم از کجای مصایب دوران باید نوشت! و قلبم برای تمامی آنهایی که مصیبت دیده چرخ دورانند میسوزد و از سوراخ هایش دالانی باز میشود به اندازه یک دوده. راستی قلب من ساخته از مجموعه دوده هاست .مواظب باشید دست نزنید سیاه میشوید.