نعمت
صدای شبنم مقدمی داره پخش میشه، چشم به سایت نایکی . دارم دو دو تا چهارتا می کنم که باز به خودم می گم نه برا اینماه خیلی گرونه دستگاه تسویه آب واجب تره . صدای ویبره گوشی سیاه باعث می شه نگاه کنم . باز نعمت تاجیک مسیج داده .
نوشته :"سلام فقط می خواستم بدونم سفارشم برای تحویل امروز هست لطفا " . براش می نویسم هر وقت آماده شه براش عکس میفرستم .
دوباره می نویسه: " بین آن بازه زمانی تحویل داده می شود؟ "
مثل خودش فارسی کتابی می نویسم : " در آن بازه آماده و تحویل می شود حداکثر تا یک از استودیو در تجریش ارسال می شود" .
نعمت تشکر می کنه و می نویسه : "منتظر عکس ها باشید 😊" هنوز نفهمیدم چرا اینو غلط می نویسه هر دفعه جای اینکه بنویسه منتظر عکس ها هستم !
چشم به تن کارت اینبارش می افته : " هیشه به تو فکر می کنم ❤️ بی صبرانه منتظر دیدنت هستم عزیزی دلم " "Love you Oskol😂"
اصرار عجیبش به استفاده از کلمه اسکول نمی فهمم هم توی باکس مگنوم و تو متن کارت اونم با همچین سرخوشی و حس می کنم شاید دختر فقط سر کارش گذاشته!
کربن : یادم باشه از میکائیل ام بنویسم
برای کسانی که می خواهند بدانند من چگونه دوده شدم: . اولین خمیازه را که لوکوموتیو کشید تا چشمانش را برای بیدار شدن باز کند از اعماق حلقوم دودکشش دوده ای با فشار به بیرون پرتاب شد او باقیمانده سوخت دیشب بود سیاه و کوچک دوده به راحتی همه جا می رفت و پنهان میشد دوده دوده بود.ولی این دوده من نبودم نه از حلقوم دودکش لوکوموتیو بیرون آمده ام ونه در دهان دودکش لوله بخاری ای گیر کرده ام !اصلا نمی دانم چگونه دوده شدم!5 ماه فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که من هم بعنوان یک دوده میتوانم وبلاگی داشته باشم تا حرف های ناگفته ام را در آن بنویسم البت هنوز هم نمی دانم از کجای مصایب دوران باید نوشت! و قلبم برای تمامی آنهایی که مصیبت دیده چرخ دورانند میسوزد و از سوراخ هایش دالانی باز میشود به اندازه یک دوده. راستی قلب من ساخته از مجموعه دوده هاست .مواظب باشید دست نزنید سیاه میشوید.